پنجشنبه 29 بهمن1388
سلام امروردرین پست میخوام جواب آقای آرین رو بدم...ضمناازتاخیری که پیش اومد عذرمیخوام و این جوابها فکرونظر منه اما میگم وامیدوارم کمکتون کنه..
دربارهی ون دخترخانوم میتونی نشون بدی که وضع مالیت بدشده و دیگه پول زیادی برای خرج کردن نداری وازیکی ازدوستات که مورداعتمادت هست بخوای اونو امتحان کنه و طوری نشون بده که از شماپولدارتره البته به صورت ناشناس اقدام کنه.
برای گفتن امام و حضرت دلیلش احترامه همونطور که شما اسم پدرومادرتو یاکسانی که ازت بزرگترن و نمیبری و یک پسوندیاپیشوند همراه اسمشون میگی..
درباره ی حرم شماوقتی وارد جایی میشی سلام میکنی حالا میخوادخونه باشه میخواد محل کاریا با دوستانت حرمم همینه ازبیرون وارد یک مکان میشن وبه دیدن کسی میرن واسه همین سلام میدن.
شمااگرپدرومادرت شهریا کشور دیگه ای باشن وبه توام احتیاج نداشته باشن نمیری دیدنشون؟میگی هستن پس دلیل نداره برم؟مسلما نه و بهشون سرمیزنی حج رفتنم سر زدن به یک عزیزو دیدار.
عزاداری هم یک سالگرد شما اگر آشنایی ازت فوت کنه حتی ناخوداگاه زمانی که به سالگردش برسی یامجلس میگیری یامیری سرخاکش وناراحت میشی حتی اگرسالها ازفوتش گذشته باشه.
شما اگرپدرت بهت امکاناتی بده تشکر نمیکنی؟اگرنزدیکت نباشه هرطور شده با نامه تلفن یا هرچیز دیگه پیداش میکنی تاازش تشکرکنی نمازم همینه خدا دیده نمیشه اما یک راه واسه تشکر داره و اونم نماز
امیدوارم تونسته باش جواب قانع کننده ای بهت بدم.موفق باشید


نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 14:26 |
لینک
|
پنجشنبه 15 بهمن1388
در اینجا برای آشنایی بیشتر شما عزیزان یکی از داستان های اقای لعلی رو براتون مینویسم.امیدوارم که خوب فکر کنید و در زندگی کمکتون کنه و خوشتون بیاد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 14:15 |
لینک
|
پنجشنبه 15 بهمن1388
سلام به تمام دوستان گلم....امروز میخوام کتاب هایی از دو تا از نویسنده های خیلی خوب کشورمون رو معرفی کنم.اولی آقای آرمان آرین که با وجود جوانی کتاب های فوق العاده ای روانه ی بازار کردن که پیشنهاد میکنم حتما بخونید خصوصا کتاب اشوزدنگهه که فوق العادست و دیگری آقای مسعدو لعلی هستند که سری کتاب های شما عظیمتر از آنچه هستید که می اندیشید با هفت عنوان به رشته ی تحریر در آوردن که فوق العادست و به زندگیتون کمک میکنه.
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:38 |
لینک
|
چهارشنبه 30 دی1388
در حوادث زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است....
امام حسین علیه اسلام بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و دردش را بی ابی نامیدند....
دل معبد فرشتگان است به شیطان اجاره اش ندهید......
قلب کودک تحقیر شده بمبیست که فردا منفجر خواهد شد.....
دقت اول از پشیمانی اخر جلوگیری میکند.......
حق تقدم همیشه با کسیست که حق را مقدم داشته است.....
یک انسان خردمند فرصتها و شانسها را میسازد نه اینکه در انتظار آنها بنشیند....
هرکجای زمین را که مایلی بکن گنجی خواهی یافت البته به شرط آنکه با ایمان یک کشاورز زمین را بکنی.....
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:10 |
لینک
|
سه شنبه 29 دی1388
اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست...
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 23:12 |
لینک
|
دوشنبه 21 دی1388
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:34 |
لینک
|
دوشنبه 21 دی1388
تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم.........باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...............وتو رفتی و هنوز سالهاست در گوش من ارام ارام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:21 |
لینک
|
دوشنبه 21 دی1388
سخت است می نوش کسی دیگر بو...د شمع شب خاموش کسی دیگر بود.... با یاد کسی که دوستش میداری...یک عمر در آغوش کسی دیگر بود.
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:17 |
لینک
|
دوشنبه 21 دی1388
دوست دارم خرد ترین آدم در میان کسانی باشم که آرزوهای بزرگ دارند.دوست ندارم بزرگترین آدم در میان کسانی باشم که هیچ آرزوئی ندارند.
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 13:15 |
لینک
|
یکشنبه 20 دی1388
نوشته شده توسط رکسانا در ساعت 0:6 |
لینک
|